مرحله ۱: بازبینی شناسایی باکتری و انتخاب اولیه پنل آنتیبیوگرام
برای تسریع در تشخیص و درمان عفونت، آزمایشگاه معمولاً پس از مشاهده رشد اولیه و انجام بررسیهایمقدماتی، تست حساسیت ضدمیکروبی (Antimicrobial Susceptibility Testing; AST) را همزمان با تستهایشناسایی آغاز میکند. این کار زمان پاسخدهی را کاهش میدهد، اما یک پیششرط اساسی دارد: شناسایی اولیه باکتری باید با شناسایی نهایی آن سازگ ار باشد.
انتخاب دیسکهای آنتی بیوتیک ، شرایط انکوباسیون و حتی جدول تفسیر قطر هاله ، به جنس و گونه باکتری وابسته است. بنابراین ، پیش از خوانش یا گزارش نهایی آنتی بیوگرام باید بررسی شود که آیا تشخیص اولیه ایکه بر مبنای آن پنل دیسکها انتخاب شده است ، با نتیجه شناسایی نهایی همخوانی دارد یا خیر
اصل کلیدی: هیچ نتیجه آنتیبیوگرامی نباید پیش از تأیید هویت ارگانیسم، بهصورت نهایی گزارش شود.
برای استانداردسازی تصمیمها، استفاده از یک الگوریتم یا چارت شناسایی معتبر مانند چارت تشخیص باکتری زیسترویش، توصیه میشود.
کار درست چیست؟
چکلیست پیش از ادامه آنتیبیوگرام
1. خلوص کشت را بررسی کنید.
از یک کلنی ایزوله و مورفولوژی یکنواخت برای شناسایی و تهیه سوسپانسیون استفاده شود.
2. نتیجه رنگآمیزی گرم و مورفولوژی کلنی را با شناسایی اولیه تطبیق دهید.
برای مثال:
- کوکسی گرممثبت خوشهای → احتمال Staphylococcus
- کوکسی گرممثبت زنجیرهای/دوتایی → احتمال Streptococcus یا Enterococcus
- باسیل گرممنفی لاکتوزفرمنتر → احتمال Enterobacterales
- باسیل گرممنفی غیرتخمیرکننده → بررسی Pseudomonas، Acinetobacter و سایر NFGNB ها

3. تستهای کلیدی شناسایی را کنترل کنید.
مانند اکسیداز، کاتالاز، کواگولاز، اندول، اورهآز، TSI، سیترات، تحرک، رشد روی محیطهای افتراقی و… .
تستها باید طبق دستورالعمل داخلی آزمایشگاه و با کنترل کیفی مناسب انجام شوند.
4. پنل دیسکها را متناسب با ارگانیسم انتخاب کنید.
هر دیسک آنتی بیوگرام برای هر باکتری قابل تفسیر یا قابل گزارش نیست. انتخاب پنل باید بر اساس موارد زیر انجام شود:
- گونه یا گروه باکتریایی،
- محل نمونه و نوع عفونت،
- الگوی مقاومتهای مورد انتظار،
- و جداول CLSI
5. پیش از گزارش نهایی، سازگاری شناسایی و AST را دوباره ارزیابی کنید.
اگر الگوی حساسیت با شناسایی ارگانیسم ناسازگار است، نباید نتیجه را بلافاصله گزارش کرد؛ ابتدا باید شناسایی، خلوص کشت و شرایط انجام آزمون بازبینی شوند.
چکلیست عیبیابی

مرحله 2 : بررسی اولیه پلیت مولر–هینتون آگار (Physical & Inoculum Inspection)
پیش از اینکه حتی خطکش یا کولیس را برای اندازهگیری قطر هالهها بردارید، پلیت مولر–هینتون آگار (MHA) باید از نظر کیفیت فیزیکی، کشت باکتری (کشت چمنی)، رشد باکتری و هاله عدم رشد و رشد بین ناحیه عدم رشد در اطرف هر دیسک به صورت چشمی بررسی شوند. اگر پلیت در این مرحله استاندارد نباشد، هرگونه اندازهگیری و گزارش در مراحل بعدی از نظر علمی فاقد ارزش خواهد بود.

کار درست چیست؟ (چکلیست بررسی چشمی پلیت پیش از خوانش)
زمان طلایی خوانش بررسی چشمی و خوانش پلیتها باید در پنجره زمانی استاندارد (معمولاً ۱۶ تا ۱۸ ساعت، وبرای برخی موارد خاص مثل سفوکسیتین یا وانکومایسین تا ۲۴ ساعت) انجام شود.
انکوباسیون طولانیتر لبههای هاله را مخدوش و رشد مجدد ایجاد میکند.
پیش از خواندن حتی یک هاله، پلیت را در برابر نور مناسب و روی یک پسزمینه مات تیره (یا روشن، بسته به نوعارگانیسم و نور بازتابی/انعکاسی) نگهدارید و ۵ فاکتور زیر را ارزیابی کنید:
الف) یکنواختی و تراکم کشت چمنی (Bacterial Lawn Confluence)
رشد باکتری باید کاملاً یکنواخت، متراکم و بدون بریدگی (Confluent) باشد. تککلنیهای مجزا در زمینه کشتنباید دیده شوند.
جهت سواپزدن : خطوط سواپ نباید به صورت رگهای (Streaking lines) با فضاهای خالی بین خطوط نمایان باشند ؛
کشت 4 جهته همراه با سواپکشی نهایی دور لبه پلیت (Rim) باید سطحی صاف و یکدست بسازد .
ب) خلوص ظاهری سویه روی پلیت (Culture Purity & Morphology)
لبههای رشد و بافت باکتری در تمام سطح پلیت باید مورفولوژی یکسان و یکنواختی داشته باشند.
نکته: هرگونه تغییر فاز، دورنگی در چمن رشد، یا کلنیهایی با اندازه و ظاهر متفاوت نشاندهنده آلودگی یا کشتمخلوط است.
ج) مورفولوژی و تقارن هالههای عدم رشد (Zone Symmetry & Sharpness)
هاله عدم رشد باید تا حد امکان دایرهای و متقارن با لبههای مشخص باشد.
فاصله دیسکها: دیسکها باید حداقل ۲۴ میلیمتر از مرکز یکدیگر و ۱۵ میلیمتر از لبه پلیت فاصله داشته باشندتا هالههای تداخلی یا همپوشان (Overlapping Zones) ایجاد نکنند.
د) بررسی پدیده رشد لایه نازک یا کلنیهای داخل هاله (Inner Colonies & Swarming)
در باکتریهای معمول، داخل هاله باید کاملاً شفاف و عاری از هرگونه کلنی ریز باشد.
استثناهای مهم:
در باکتری Proteus mirabilis و سایر پروتئوسها، پدیده سوآرمینگ (Swarming) ممکن است لایه نازکی رویهاله ایجاد کند؛ باید مرز هاله واقعی مهار باکتری مشخص شود.
کلنیهای جهشیافته مقاوم (Heteroresistant Subpopulations) باید دقیقاً بررسی شوند.
ه) سلامت فیزیکی بستر آگار پس از انکوباسیون (Post-Incubation Agar Integrity)
استاندارد: ژل آگار نباید دچار خشکی، چروکیدگی، ترکخوردگی یا جداشدن از دیواره پتریدیش شده باشد. ضخامت ژل باید همان ۴ میلیمتر استاندارد باقی مانده باشد.

چکلیست عیبیابی


مرحله ۳: خوانش دقیق قطر هالهها (Plate Reading & Zone Measurement)
پس از آنکه پلیت از فیلتر ارزیابی فیزیکی (مرحله ۲) با موفقیت عبور کرد، نوبت به حساسترین بخش عملیاتی یعنی اندازهگیری میلیمتری قطر ناحیه عدم رشد (Zone of Inhibition) میرسد. خطای حتی ۱ میلیمتر در این مرحله میتواند یک باکتری مقاوم را «حساس» یا بالعکس گزارش کند و سرنوشت درمان بیمار را تغییر دهد.
۱. تکنیکهای تنظیم نور و زاویه دید (Reflected vs. Transmitted Light)
یکی از رایجترین خطاهای آزمایشگاهی، استفاده از نور یکسان برای تمام ارگانیسمها و آنتیبیوتیکهاست. طبق دستورالعمل استاندارد CLSI M02/M100، روش تأمین نور بر اساس نوع محیط کشت و خانواده آنتیبیوتیک تعیین میشود:
الف) نور بازتابی از بالا (Reflected Light)
نحوه انجام: پلیت را روی یک سطح تیره و مات (Black, non-reflecting background) قرار داده و نور مستقیم را اززاویه بالا به سطح آگار میتابانیم.
کاربردها:
محیطهای کدر و غیرشفاف : تمام پلیتهای حاوی خون (مانند مولر–هینتون آگار همراه با ۵٪ خون گوسفندی برایاسترپتوکوکها و پنوموکوک) . در این محیطها درب پلیت باید برداشته شود و اندازهگیری از روی سطح ژل صورت گیرد . دیسک ونکومایسین و لینزولید در انتروکوکها : برای مشاهده کلنیهای بسیار ریز و مهآلود مقاوم در لبه داخلی هاله .
ب) نور عبوری از پشت (Transmitted Light)
نحوه انجام: پلیت به صورت وارونه (از پشت) در برابر یک منبع نوری مستقیم (مانند لایتباکس یا نور مستقیم لامپ) گرفته میشود به طوری که نور از ضخامت آگار عبور کند.
کاربردها:
ارگانیسمهای استاندارد روی MHA ساده: برای باکتریهای گرممنفی (مانند انتروباکتریاسهآ و سودوموناس) واغلب گرممثبتها.
استافیلوکوکها و دیسکهای بتالاکتام: جهت بررسی دقیق کلنیهای بسیار ظریف مقاوم به متیسیلین که ممکناست با نور بازتابی دیده نشوند.

۲. ابزارهای اندازهگیری و قواعد خوانش قطر هاله
برای به حداقل رساندن خطای پارالاکس (خطای زاویه دید) و افزایش تکرارپذیری، رعایت موارد زیر الزامی است:
ابزارهای مجاز:
کولیس ورنیه یا دیجیتال (Vernier / Digital Caliper): دقیقترین ابزار که خطای دید را به صفر میرساند.
خطکش شفاف میلیمتری (Ruler): باید کاملاً مماس بر کف پلیت قرار گیرد.
سیستمهای خودکار آنالیز تصویر (Automated Zone Readers): در صورت کالیبراسیون دورهای معتبر.
نحوه تعیین لبه واقعی هاله:
نقطه انتهایی (End-point) جایی است که مهار کامل رشد قابلمشاهده با چشم غیرمسلح اتفاق افتاده باشد.
قطر هاله باید از لبه تا لبه و با گذر از مرکز دقیق دیسک بر حسب میلیمتر کامل اندازهگیری شود.
۳. موارد استثنا و نکات حیاتی در خوانش دیسکهای خاص (Special Cases)
برخی آنتیبیوتیکها و باکتریها الگوهای رشد متفاوتی در لبه هاله ایجاد میکنند که طبق استاندارد CLSI و EUCASTنیاز به تفسیر ویژه دارند:

مرحله ۴: تفسیر و گزارش آنتیبیوگرام
از قطر هاله تا گزارش نهایی بالینی
پس از اندازهگیری و ثبت قطر هاله عدم رشد هر دیسک، مرحله نهایی آنتیبیوگرام آغاز میشود. در این مرحله، عدد بهدستآمده بهتنهایی معنا ندارد؛ بلکه باید با نقطه انفصال (Breakpoint) معتبر مربوط به همان ترکیب باکتری–آنتیبیوتیک مقایسه شود.
به بیان ساده: قطر هاله، یک نتیجه خام آزمایشگاهی است؛ تفسیر آن زمانی معتبر است که با جدول استاندارد همان ارگانیسم و همان آنتیبیوتیک مقایسه شود.
1. نقطه انفصال چیست؟
نقطه انفصال یا بریکپوینت (Breakpoint) محدودهای از قطر هاله یا مقدار MIC است که برای دستهبندی پاسخ باکتری به یک آنتیبیوتیک استفاده میشود.
در روش دیسک دیفیوژن، نتیجه معمولاً بر اساس قطر هاله به سه گروه اصلی تقسیم میشود:

در برخی ترکیبهای خاص، ممکن است دستههای دیگری مانند Susceptible Dose-Dependent (SDD) نیز در جدول استاندارد وجود داشته باشد. این دسته به این معناست که حساسیت گزارششده به دوزدهی مشخص و افزایشیافته وابسته است و نباید بدون درج توضیح مناسب بهسادگی «حساس» تلقی شود.
نکته مهم درباره دسته Intermediate
واژه Intermediate نباید بهصورت ساده و عمومی «نیمهحساس یا حساس بینابینی» ترجمه شود. در چارچوب CLSI، این دسته میتواند یکی از مفاهیم زیر را داشته باشد:
• احتمال موفقیت بیشتر با افزایش مواجهه یا دوز دارو؛
• احتمال اثربخشی در محلهایی که دارو در غلظت بالاتری تجمع پیدا میکند؛
• وجود یک محدوده حائل برای پوشش تغییرپذیری طبیعی و خطای فنی آزمون.
بنابراین، تفسیر بالینی نتیجه I باید مطابق راهنمای آزمایشگاه و جدول استاندارد همان دارو انجام شود.

2. جدول صحیح را انتخاب کنید
قطر هاله یکسان برای همه باکتریها و آنتیبیوتیکها معنای یکسانی ندارد. برای مثال، یک قطر مشخص ممکن است در ترکیب «باکتری–دارو» اول در گروه حساس و در ترکیب دیگری در گروه مقاوم قرار گیرد.
پیش از مقایسه عدد، موارد زیر را بررسی کنید:
- نام دقیق ارگانیسم؛
- گونه یا گروه باکتریایی؛
- نام و مقدار آنتیبیوتیک روی دیسک؛
- روش آزمون، مانند دیسک دیفیوژن؛
- محیط کشت استفادهشده؛
- زمان و دمای انکوباسیون؛
- نسخه استاندارد مورد استفاده؛
- واحد گزارش، معمولاً میلیمتر برای قطر هاله.
بریکپوینتها باید از نسخه معتبر و جاری استاندارد آزمایشگاه، مانند CLSI M100 یا استاندارد مورد تأیید مرکز مربوطه، استخراج شوند. اعداد یک جدول قدیمی، بروشور تجاری یا منبع اینترنتی نامعتبر نباید بدون بررسی جایگزین جدول جاری شوند.
3. ثبت نتیجه خام و نتیجه تفسیری
بهتر است نتیجه هر دیسک در دو ستون جداگانه ثبت شود:

ثبت صرفاً واژه «حساس» یا «مقاوم» کافی نیست. قطر واقعی هاله باید در برگه کاری یا سامانه آزمایشگاه حفظ شود تا امکان بازبینی، ردیابی و بررسی شکایت وجود داشته باشد.
4. مقاومت ذاتی را فراموش نکنید
برخی باکتریها بهطور طبیعی به بعضی آنتیبیوتیکها پاسخ نمیدهند. این وضعیت را مقاومت ذاتی (IntrinsicResistance) مینامند.
در چنین مواردی، حتی اگر قطر هاله ظاهراً قابل اندازهگیری باشد، گزارش دارو ممکن است از نظر بالینی مناسب نباشد. بنابراین پیش از گزارش نهایی باید بررسی شود که:
- آیا این آنتیبیوتیک برای ارگانیسم موردنظر قابل تفسیر است؟
- آیا استاندارد برای آن ترکیب باکتری–دارو بریکپوینت ارائه کرده است؟
- آیا دارو باید به دلیل مقاومت ذاتی از پنل یا گزارش حذف شود؟
- آیا نتیجه بهعنوان یک تست غربالگری استفاده میشود یا نتیجه درمانی مستقیم دارد؟
نتیجه آزمایشگاهی باید در چارچوب محدودیتهای روش و ویژگیهای زیستی ارگانیسم تفسیر شود، نه فقط بر اساس اندازه هاله.
6. آزمایشهای سوروگیت و قوانین اختصاصی
در بعضی موارد، یک دیسک برای بررسی یک مکانیسم مقاومت یا پیشبینی پاسخ به داروی دیگری استفاده میشود. به این روش، استفاده از سوروگیت (Surrogate) گفته میشود. نمونه مهم آن، استفاده از دیسک سفوکسیتین برای بررسی مقاومت متیسیلینی در Staphylococcus aureus است .
همچنین، همه هالهها به یک شکل خوانده نمیشوند. پدیدههایی مانند رشد داخلی، trailing، swarming، لبه مبهم یا اثر همولیز باید طبق دستورالعمل اختصاصی همان ارگانیسم و آنتیبیوتیک تفسیر شوند..